site@aliabdi.co 

چگونه بصورت ناخودآگاه کمال طلبی را به کودک آموزش می دهیم

چگونه بصورت ناخودآگاه کمال طلبی را به کودک آموزش می دهیم

چگونه بصورت ناخودآگاه کمال طلبی را به کودک آموزش می دهیم

جزئیات

بدون آنکه متوجه آن باشیم گاهی ممکن است که کمال طلبی را به کودکان آموزش دهیم و یا هدف و مفهوم واقعی فعالیت گروهی آنها را فراموش کنیم ...

31 مرداد 1397
در طول این سال ها بارها و بارها در مسابقات ورزشی در کنار کودکان و والدین آنها حضور داشتیم و آنچه دیدیم القای کمال طلبی به کودکان در نود درصد موارد از طرف والدین بود.
القایی که بصورت کاملا ناخوداگاه اتفاق می افتد.



ما به عنوان والدین هنگام مشاهده ی مسابقه ی کودک دقیقا باید چه کاری انجام دهیم ؟                  
ما به عنوان والدین با انتخاب فعالیت گروهی برای کودک خود دقیقا چه چیزی را انتخاب کردیم؟
ما در ورزش ها و فعالیت های گروهی روزها و ساعت های بسیاری را صرف آموزش معنای گروه، تیم، هم گروهی، هم تیمی، کار گروهی و غیره می کنیم اما چرا کودکان بشدت از کار گروهی و تیمی فراری هستند؟
کودکان آنچه از والدین خود می بینند را باور دارند و آموزش می بینند. متاسفانه والدین حین مشاهده ی مسابقه ی ورزشی کودکشان اغلب به تشویق او می پردازند نه تیم او. همچنین در اکثر موارد زمانی اقدام به تشویق او می نمایند که او موفق به انجام کار خاصی شده است ، مثلا زمانی که گلی زده است،دفاع خوبی کرده است، پاس خوبی داده است و غیره که این دقیقا نقطه ی شروع آموزش کمال طلبی به آنهاست.
در واقع ما بطور ناخواسته او را کمال طلب بار می آوریم و به او این را منتقل می کنیم که فقط زمانی که موفقیت نهایی را کسب کنی لایق تشویق هستی!
بارها مشاهده کردیم که کودکان بعد از یک موفقیت کوچک به دنبال تایید والدین خود هستند و مدام در پی کسب رضایت آنها.
اگر فعالیت های بسیار کوچک آنها را تشویق کنیم در واقع به آنها آموزش داده ایم که موفقیت یک مسیر است نه یک نقطه در انتهای آن پس سعی و تلاش کودکان را تحسین کنیم نه حاصل کار آنها را.
زمانی که ما کودک خود را به یک ورزش یا فعالیت گروهی برده ایم در واقع این انتخاب ما بوده است که او در یک تیم بدرخشد و نه بصورت انفرادی پس لازم است تا دید خود را بازتر کنیم و موفقیت کودک خود را مستلزم موفقیت تیم او بدانیم. لازم است تا والدین با یکدیگر ارتباط موثری داشته باشند تا در رویدادهایی مانند یک مسابقه ی ورزشی بتوانند در کنار هم اقدام به حمایت کل تیم نمایند نه فقط کودک خود.
در نهایت کافیست تا باور داشته باشیم که در مورد کودکان هیچ تیم ورزشی، گروه موسیقی و... موفقی شکل نخواهد گرفت مگر آنکه قبل از آن گروهی از والدین آنها تشکیل شده باشد تا بصورت تیمی حامی و پشتیبان آنها باشند.
این تنها یک مثال واقعی از این موضوع مهم بود و به راحتی می توان آن را در محیط های دیگر هم مشاهده کرد و با کمی آگاهی بیشتر نتایج بهتری برای کودکانمان بدست آوریم.



 

مقاله ها مرتبط