site@aliabdi.co 

تربیت همزمان یک کودک مضطرب و یک کودک وابسته

تربیت همزمان یک کودک مضطرب و یک کودک وابسته

تربیت همزمان یک کودک مضطرب و یک کودک وابسته

جزئیات

هنگامی که فرزند دوم متولد می شود...

1 مرداد 1397

چطور ممکن است که بدون آنکه متوجه آن باشیم بطور هم زمان یک کودک مضطرب و یک کودک وابسته تربیت می کنیم؟

هنگامی که فرزند دوم متولد می شود اغلب مادر زمان زیادی را صرف نوزاد می کند و این امر خود عاملی است برای ایجاد اضطراب در فرزند اول که بسته به سن او می تواند به شکل های متفاوتی خود را بروز دهد. 
اما اندکی جلوتر برویم ... زمانی که به طور کاملا ناخوداگاه والدین وظایفی از فرزند دوم را به فرزند اول خود محول می کنند.
برای مثال : مراقب برادر کوچکترت باش، دستش را بگیر تا نیفتد و بسیاری از مسئولیت های دیگری که شاید در توان واقعی او نباشند. به این نکته دقت کنیم که برخی از مسئولیت هایی که از دید ما بزرگسالان بسیار آسان دیده می شوند برای کودکان بسیار سنگین هستند. زمانی که فرزند اول احساس کند مسئولیت سنگینی از برادر یا خواهر کوچکترش بر گردن اوست کم کم دچار اضطراب خواهد شد.
حال از نگاه دیگری به موضوع دقت کنیم...
با کمی دقت متوجه می شویم که فرزند کوچکتر در یک سن خاص توانایی انجام بسیاری از امور را ندارد در حالی که فرزند اول در همان سن توانایی انجام آنها را داشته است. اینجاست که متوجه می شویم که توانسته ایم با یک تیر دو نشان بزنیم اما دو نشان با امتیاز منفی.
ما با دادن مسئولیت های خارج از توان به فرزند اول او را مضطرب کرده و به مرور که این مورد به شکل یک عادت درآید فرزند دوم یک کودک وابسته خواهد شد که توانایی انجام بسیاری از امور را که فرزند برزگتر در همان سن قادر به انجام آنها بوده است را ندارد.
در رابطه با این موضوع بسیار مهم که شاید کمتر به آن دقت می کنیم توجه به چند راه حل و نکته بسیار کمک خواهد کرد تا با یک تیر دونشان مثبت بزنیم:
1)با به دنیا آمدن فرزند دوم ، فرزند اول را بزرگ شده به حساب نیاوریم و مسئولیت پدر یا مادری به او محول نکنیم.
2) به هنگام تولد فرزند دوم حتی اگر مدت زمان کمتری را صرف فرزند اول می کنیم (که نباید زیاد محسوس باشد) کیفیت آن را بالاتر ببریم. بازی کردن،صحبت کردن،همکاری کردن و غیره با تمام دقت و با کیفیت بالا.
3)فراموش نکنیم که محبت و ابراز علاقه بدون قید و شرط از سوی والدین نیاز روحی همه کودکان است.
4)مسئولیت ها را به اندازه توان کودکان به آنها بدهیم تا دچار اضطراب نشوند.
5)تمامی امور مربوط به کودک که خود توانایی انجام آن را دارد به خودش واگذار کنیم . انجام تمام امور فرزند از روی دلسوزی یعنی تربیت یک کودک وابسته و این اصلا به معنای لطف کردن به او نیست.
6)نقاط مثبت کارهای کودک را مشاهده و بیان کنیم نه نقاط منفی. برای مثال اگر خودش تمامی لباس هایش را به جز جوراب پوشید دلیلی ندارد که ما فقط زیر غلط های او را خط بکشیم و بگوییم چرا جورابت را فراموش کردی.  مطمئن باشید با بزرگ کردن نقاط مثبتش او تلاش خواهد کرد تا خودش نقاط منفی را اصلاح کند.
 

مقاله ها مرتبط